آرشیو برای Uncategorized

سلام

مدتی نبودم

ان شاء الله باز شروع به نوشتن می کنم

نظرات غیرفعال

ولادت امیر مومنان

باسمه تعالی

«از دنیا، آخرت نیکو بسازیم»
پیرمردی خسته، از راه دور به شوق زیارت امیرالمومنین(علیه السلام)، خود را به سپاه ایشان رسانده بود. رنج سفر بر دیده اش نمایان بود. سراغ حضرت را از اصحاب گرفت. اصحاب اورا به محضر امیر مؤمنان (علیه السلام) راهنمایی کردند.
پیر مرد بر آن حضرت سلام کرد و سپس عرض کرد: اى امیر مؤمنان! من پیر مردى سالخورده ام که از جانب شام به نزد شما آمده ام. درباره ى شما فضیلت های بى شماری شنیده ام و من گمان مى کنم که شما به زودى شهید می شوی. پس از آنچه که خداوند به شما آموخته، بمن نیز بیاموز.
حضرت فرمود: “همین گونه است اى پیر مرد، هر کس دو روز از عمرش (از نظر کسب کمالات) یکسان باشد، ضرر و زیان دیده است، هر کس دنیا همت و هدفش باشد، هنگام جدایی از آن، سخت حسرت و افسوس خواهد خورد؛ هر کس فردایش از امروزش بدتر باشد، (از رحمت خدا) محروم است و هر که آنگاه که دنیایش به سلامت است، از آنچه برای آخرت او زیان دارد باکی ندارد، به هلاکت می رسد، و هر کس که در جهت رفع عیوب خویش نباشد، هوی و هوس بر او چیره شود و هر که در نقصان و کاستى است (از کمالات او مرتبا کاسته می شود)، مرگ براى او بهتر است.
اى پیر مرد! همانا دنیا سبز و شیرین است و برایش مردمانی است و براى آخرت نیز مردمانی است که خود را از مفاخره (برتری جوئی) با اهل دنیا نگهدارند، در دنیا به رقابت (با اهل دنیا) نمی پردازند، به سرسبزی و خرمی دنیا شادمان و به فقر و بینوایی و تنگدستی آن افسرده خاطر نمى شوند.اى پیر مرد! … چقدرروز ها و شب ها به سرعت از عمر آدمی می کاهند! پس زبانت را حبس کن و حساب سخنت را داشته باش تا گفتارت اندک شود؛ مگر در خوبی ها.
اى پیر مرد! آنچه را براى خود مى پسندى براى مردم نیز بپسند و با مردم آنگونه رفتار کن که دوست دارى با تو رفتار کنند.”
سپس رو به یارانش کرد و فرمود: “اى مردم! آیا نمى بینید که اهل دنیا در هر صبح و شام حالت هاى گوناگونى دارند؟ یکى در بستر مرگ به خود می پیچد و دیگرى مریض به خانه ی خویش افتاده است و سومی به عیادت مریضان می رود و آن دگر در حال جان کندن است و دیگری امیدى به او نیست و دیگرى میان کفن است (و او را به سوی قبرش می برند). دیگرى در جستجوى دنیا است، در حالیکه مرگ او را مى جوید. دیگری غافل است و حال آنکه او مورد غفلت واقع نمی شود(و فرشتگان کاملا اعمال و رفتار او را می نویسندو مرگ او را می جوید) و باقی ماندگان به دنبال گذشتگان مى روند.” …
آنگاه امام على (علیه السلام) رو به پیرمرد کرد و فرمود: “اى پیرمرد! به راستى که خداوند متعال، مردمى آفرید که به خاطر عنایتی که به ایشان داشت دنیا را بر آنان تنگ گرفت، سپس آنان را نسبت به دنیا و مال دنیا بی رغبت کرد؛ پس مشتاق سرای سلامتی شدند که ایشان را به آن دعوت کرده است. بر تنگى معاش و ناراحتى صبر کرده و مشتاق آنچه نزد خدا از کرامت وجود دارد، گشتند و جانشان را برای بدست آوردن خشنودی خدا تقدیم داشتند و سرانجام اعمالشان شهادت است. پس خدا را ملاقات کردند؛ در حالى که از آنها خشنود است و دانستند که مرگ راه گذشتگان و باقیماندگان است و براى آخرت خود چیزى غیر از طلا و نقره (یعنی زاد و توشه ی حقیقی) پس انداز نمودند …. بر غذای اندک صبر کردند، و توشه اضافى را پیش فرستادند، دوستى و دشمنى آنان براى خدا بود. [آرى ]، آنان چراغها[ی هدایت ] و اهل نعمتهاى آخرتند و السّلام.”
به راستی آیا ما روزهای عمرمان را نیز همانند چیزهای دیگر، در ترازوی نقد و حسابگری قرار می دهیم؟ حقیقتا ما در مسیر زندگی به کدامین سو روانه ایم؟ روزگارمان به چه قیمتی می گذرد و نقد عمرمان را به چه کالائی معامله می کنیم؟
شاید عید میلاد امیرالمؤمنین (علیه السلام) و کلمات نورانی آن بزرگوار، آن هم در ایام متبرک ماه رجب بهترین بهانه باشد تا بار دیگر در آئینه جانمان مسیر حرکت خویش را بهتر و بیشتر جستجو کنیم.
(برگرفته از کتاب أمالی صدوق“، تألیف شیخ صدوق(ره))
سایت رشد، فرا رسیدن 13 رجب سالروز میلاد
پیشتاز وادی عمل، یگانه مولود کعبه، مولای متقیان،
امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام)
را به همه مسلمانان و آزاداندیشان جهان تبریک و تهنیت می گوید.

۱ دیدگاه

العربیة

بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد علی ما هدانا

وصلی الله علی خیر الوری و کهفهم محمد المصطفی و علی اله و المنتجبین من اصحابه بالایمان به و بما جاء

به و لعنته علی المنافقین منهم ای من اصحابه المائلین الی الکافرین المحشورین معهم و فی زمرتم

اننی اضافة  الی علمی بالفارسیه  و علمیبالانجلیزیه _علی حد بالنسبة  الی المورد الاخیر_

اعلم شیئا من لغة دیننا و لغة  کتابنا  القرآن  و احادیثنا المأثوره و ارید ان اکتب بعض ما یمکن کم ان تعلموا العربیة بقرائتها

بابا بی خیال نوشتن به عربی خلاصه می خواهم برای دوری از کفر(!) کاری مشابه آنچه در مورد زبا ن

انگلیسی انجام می دهم در مورد عربی هم بکنم

اجتنابا من الاطالة الکلام ستشاهدون اول  قسم من المفردات و المصطلحات   فی  الایام التالیة ان شائ الله تبارک و تعالی

الی ذلک الیوم الی اللقاء

یک نظر بنویسید

آموزش

در  واقع  تصمیم  دارم برخی آموخته های ترجیحا غیر تخصصی  ام را در این وب لاگ به بقیه یاد دهم آلان خسته ام و خوصله توضیح بیشتر نیست

یک نظر بنویسید

حدیث

تصمیم بر این گرفته ام که بخش حدیث اضافه کنم. در این جا چند مطلب است که می خواهم در ابتدای امر تذکر دهم.
حدیث، باید ارزش استناد داشته باشد. مثلاً حدیث ابوهریره دارای ارزش نیست. بله می توان همان طور که بعداً هم می گویم جدلا به حرف او استناد کرد و در ضمن گفته ام به این معنا نیست که ابوهریره حتی یک حدیث مطابق حقیقت هم ندارد؛ ممکن است احادیث درستی هم داشته باشد هر چند ممکن است کسی مثل او حدیث درست و مطابق واقع اصلا نداشته باشد. به مطلب زیر درباره اسلام حقیقی و بلکه درباره واقعا اهل سنت بودن توجه فرمایید:
….مقصود ازاسلامی بودن ایشان همان اسلام واقعی است که معتقدیم چون شیعه هستیم – از کسی هم باک نداریم – اسلام حقیقی، اسلام راستین – به اصطلاح منافقین بدتر از کفار- ، آن است که از مکتب اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده، اسلام واقعی را امام صادق علیه السلام می تواند معرفی کند نه، نه اینکه اسلام واقعی را ابوحنیفه و امثال ذلک بتوانند معرفی کنند. لذا مقصود ازاسلامی هم اسلام واقعی است که در لفظ عنوان اسلامی است، لکن در باطن مقصود مسأله تشیع و اسلامی که ازطریق اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده می باشد….
حال به این روایت که در صفات الشیعه، شیخ صدوق در حدیث 4 ازامام صادق علیه السلام نقل کرده توجه فرمایید:
کذب من زعم انه من شیعتنا و هو متمسک بعروه غیرنا
دروغ می گوید هر آن کس می پندارد از شیعیان ماست، حال آن که چنگ به ریسمان غیر ما زده ( و معرفت و سلوک را ازبیگانگان از حقیقت اسلام – و پیش از اسلام – خواسته است.)
تذکر دیگر هم این که در نسبت دادن روایات به معصومین علیهم السلام صرف نظر از بحثهای فقهی موجود مثل من و شمایی که رجال خوانده و… نیستیم خوب و چه بسا لازم است احادیث را به آن ذوات مقدسه نسبت ندهیم مگر با حصول اطمینان از طرق موجود، بلکه مثلا بگوییم از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که فرموده اند از شروط کلمه لا اله الا الله هستند. بلی همان طور که قبلا گفتم در موارد حصول اطمینان مانعی ندارد و چه بسا تحصیل اطمینان قطعی الصدور بودن این حدیث مذکور از حضرتش هم کار ساده ای باشد. به هر تقدیر در این باب حرف های دیگری هم دارم که فعلا از گفتن آن ها اجتناباً من اطاله الکلام صرف نظر می کنم.
همان طور که قبلاً هم اشاره ای کردم نقل از منابع برادران در خلقت – اهل سنت وجماعت – برای استدلال علیه آنان و له مذهب شیعه – که اهلش به رفض بدعت های معاندان اقدام ورزیده اند – کار بدی نیست . مواردی ازاین قبیل را در نمونه های اولیه خواهیم دید. ان شاء الله

یک نظر بنویسید

غسل 1

به این مسأله توجه فرمایید:
… و تحقق غسل ترتیبی به حرکت دادن هر یک از3 عضوزیر آب به قصد غسل محل اشکال است. یا به این مسأله که نظر دیگری است توجه نمایید:
…و با حرکت دادن اعضای بدن زیر آب به قصد غسل ترتیبی غسل محقق نمی شود
حالا به این مسأله که در رساله تعدادی ازآقایان – با تفاوت اندکی در لفظ -به آن برخوردم توجه فرمایید.:
در غیر نماز اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند یا گوش دهد، باید سر ازسجده بردارد و دوباره سجده کند.

اگر شارع مقدس امر به سجده برای آیه ای ازقرآن که دارای سجده واجب است کرده به نظر چنین فقهایی امر به ابتدا به سجده کرده است نه ادامه دادن آن.لذا می گویند سر بردارد و بعد دوباره سجده کند. البته ممکن است فقیهی نظری مخالف با این نظر و حتی غیر قابل جمع داشته باشد.
در مورد اول هم اگر امر به شستن بخشی ازبدن به نیت غسل شده طبق نظر بعض و یا شاید جمیع فقها ابتدای به شستن بدن با آن چه در مسأله ذکر کرده اند یکسان نیست. البته باز هم از اختلاف بین فقها اطلاعی ندارم. بلی به نظر چنین فقیهی اگر زیر آب هستید نیت شستن نکنید بلکه ابتدا بیرون آمده بعد دوباره زیر مثلاً دوشرفته در حالی که نیت کرده اید. در مورد زمان نیت و … هم از اهل اطلاع سوال کنید.
قصد من از بیان این مطالبب یشتر طرح سؤال بود تا ان شاء الله باپرسیدن از اهلش به وظیفه خویش عمل نماییم.

یک نظر بنویسید

احکام

تصمیم گرفته ام که از احکام شیعه که اسلام حقیقیاست مطالبی را بنویسم.من مسئولیت اختلاف فتاوی و موارد این چنینیرا برعهده ندارم. در ضمن دفتر پاسخگویی به سؤالات شرعی نیستم ولی علی ای حال از جواب دادن به سؤالات هم ابایی ندارم. البته در حد بضاعةت مزجاه و سواد اندکم!

یک نظر بنویسید

سکوت

در مقابل این  عکس که آن را ازسایت شبکه خبری العالم –  که هیچ ارادت خاصی  به آن  ندارم  _ برداشته ام  جز سکوت  چه می توان  کرد؟

دعا برای فرج قطب عالم امکان، امام زمان

فعجل اللهم لولیک الفرج

یک نظر بنویسید

عکس

تصمیم گرفته ام هر  هر چند وقت یک بار مثلاً  هفته ای یک بار عکسی بگذارم.

یک نظر بنویسید

معنای ولی

به دلایلی  از ارائه  توضیح  مبنی  بر این که این  ها  را  از کجا  دزدیده  ام  معذورم .  به  هر حال ببینید:

در آن نامه، اول من آیه شریفه قران را ذکر کردم که خداوند تبارک و تعالی در سوره توبه می فرماید” و المؤمنین و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ” در این سوره آیه دیگری هم راجع به منافقین است که در آنجا تعبیر می کند ” و المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض ” یعنی منافقین و منافقات بعضیهایشان از بعضند تعبیر به اولیاء نمی کند در حالیکه آن ها هم دوست هم هستند اما ولی به معنای دوست نیست منافقین و منافقات بعضیهایشان از بعضند یعنی سرشان در یک آخور است اما راجع به مؤمنین و مؤمنات میفرماید و المؤمنین و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض ولی در لسان قران و حدیث به معنای صاحب اختیار است ولایت یعنی صاحب اختیاری منتها ولایت مراتب دارد

یک نظر بنویسید

نوشته‌های قدیمی‌تر »